die Angst
ترس، اضطراب، وحشت
Beispiele
- Ich habe ''Angst'' vor großen Hunden.من از سگهای بزرگ میترسم.
- Er hatte ''Angst'' um sein Leben.او نگران جانش بود. (ترس برای زندگیاش داشت)
- Er wurde in dieser Zeit noch einsamer und er wurde immer aggressiver, denn seine ''Angst'' wuchs.او در این مدت تنهاتر شد و روز به روز پرخاشگرتر میشد، زیرا ترس او رو به افزایش بود.
Bedeutungen
1
vor + Dativ
ترس، وحشت (از چیزی یا کسی)
- Sie hat Angst vor Spinnen.او از عنکبوتها میترسد.
- Er hat Angst vor der Dunkelheit.او از تاریکی میترسد.
2
vor + Dativ
نگرانی، دلهره (در مورد چیزی)
- Ich habe Angst vor der Prüfung.من نگران امتحان هستم.
- Sie hat Angst vor der Zukunft.او نگران آینده است.