die Äquivokation
ابهام، چندمعنایی، هملفظی (استفاده از کلمهای با معانی مختلف در یک استدلال برای ایجاد مغالطه)
Bedeutungen
1
استفاده عمدی یا سهوی از یک کلمه یا عبارت با معانی متعدد در یک استدلال به گونهای که منجر به نتیجهگیری نادرست یا گمراهکننده شود؛ مغالطه اشتراک لفظ.
- Die Äquivokation in seiner Aussage machte es schwierig, seine tatsächliche Meinung zu verstehen.ابهام در گفته او درک نظر واقعیاش را دشوار میکرد.
- Der Redner nutzte geschickt die Äquivokation, um sein Publikum zu überzeugen.سخنران ماهرانه از ابهام استفاده کرد تا مخاطبان خود را متقاعد کند.
- In der Logik ist die Äquivokation ein bekannter Fehlschluss, der vermieden werden sollte.در منطق، ابهام یک مغالطه شناخته شده است که باید از آن اجتناب کرد.