die Äquivozität

Aussprache: /ˌɛkvivot͡siˈtɛːt/
Worttrennung: Äqui·vo·zi·tät
اسم

ابهام، چندمعنایی، هم‌نامی

Bedeutungen

1

ویژگی یا حالت مبهم بودن، داشتن بیش از یک معنا یا تفسیر ممکن، یا استفاده از کلماتی که می‌توانند معانی متفاوتی داشته باشند.

  • Die Äquivozität seiner Aussage führte zu Missverständnissen.ابهام در گفته او منجر به سوء تفاهم شد.
  • Der Dichter spielt mit der Äquivozität der Wörter, um tiefere Bedeutungen zu vermitteln.شاعر با چندمعنایی کلمات بازی می‌کند تا معانی عمیق‌تری را منتقل کند.
  • Wir müssen die Äquivozität dieses juristischen Textes klären.ما باید ابهام این متن حقوقی را روشن کنیم.