die Ärztin
پزشک زن، دکتر
Bedeutungen
1
زنانی که حرفه پزشکی را دنبال میکنند و مسئولیت تشخیص و درمان بیماریها را بر عهده دارند.
- Meine Ärztin hat mir geraten, mehr Sport zu treiben.دکتر زن من به من توصیه کرد که بیشتر ورزش کنم.
- Die Ärztin untersuchte das Kind sorgfältig.پزشک زن کودک را با دقت معاینه کرد.
- Sie ist eine bekannte Ärztin in der Stadt.او یک پزشک زن شناخته شده در شهر است.