die Öffnung

Aussprache: /ˈœfnʊŋ/
Worttrennung: Öff·nung
اسم

سوراخ، دهانه، روزنه، باز شدن

Beispiele

  • Das Kameragehäuse hat eine ''Öffnung,'' vor der die Linse sitzt.بدنه دوربین دارای «دهانه‌ای» است که لنز در جلوی آن قرار دارد.
  • Wir zwängten uns durch die schmale ''Öffnung'' hindurch.ما از میان «روزنه» تنگ خود را به زور عبور دادیم.
  • Bald sah man den schwarzen Knust eines hübschen Topfbrotes in der ''Öffnung'' des Beutels glänzen.به زودی آدم می‌توانست تهِ سیاه یک نان گرد خوشگل را در «دهانه» کیسه ببیند که برق می‌زند.