Öl auf die Wogen gießen
آب روی آتش ریختن، آرام کردن اوضاع
Bedeutungen
1
تلاش برای آرام کردن یک موقعیت پرتنش یا خشمگین با انجام کاری یا گفتن حرفی که تنش را کاهش دهد.
- Sein ruhiges Auftreten goss Öl auf die Wogen und beruhigte die aufgebrachten Gemüter.حضور آرام او آب روی آتش ریخت و خشم حاضران را فرو نشاند.
- Anstatt die Situation zu verschlimmern, versuchte sie, Öl auf die Wogen zu gießen.او به جای بدتر کردن اوضاع، سعی کرد آب روی آتش بریزد.
- Der Vorschlag des Mediators goss Öl auf die Wogen und half, den Streit beizulegen.پیشنهاد میانجی، آب روی آتش ریخت و به حل اختلاف کمک کرد.