das Ölgemälde

Aussprache: /ˈøːlɡəˌmɛldə/
Worttrennung: Öl·ge·mäl·de
اسم

نقاشی رنگ روغن

Bedeutungen

1

اثر هنری نقاشی که در آن رنگ‌ها با استفاده از روغن به عنوان چسبنده روی بوم یا سطح دیگری اعمال شده‌اند.

  • Das Museum besitzt ein berühmtes Ölgemälde von Rembrandt.این موزه یک نقاشی رنگ روغن مشهور از رامبراند را در خود جای داده است.
  • Sie hat ein wunderschönes Ölgemälde als Hochzeitsgeschenk gemalt.او یک نقاشی رنگ روغن زیبا به عنوان هدیه عروسی کشید.
  • Der Wert des Ölgemäldes wurde von einem Experten geschätzt.ارزش نقاشی رنگ روغن توسط یک کارشناس برآورد شد.