der Ölgeruch

Aussprache: /ˈøːlɡəˌʁuːx/
Worttrennung: Öl·ge·ruch
اسم

بوی روغن

Bedeutungen

1

بوی مشخصی که از روغن، به خصوص روغن داغ یا سوخته، متصاعد می‌شود.

  • In der Küche hing ein starker Ölgeruch vom Braten.بوی شدید روغن از سرخ کردن در آشپزخانه پیچیده بود.
  • Der Ölgeruch im Auto deutete auf ein Leck hin.بوی روغن در ماشین نشان‌دهنده نشتی بود.
  • Nach dem Kochen musste sie die Fenster öffnen, um den Ölgeruch zu vertreiben.بعد از پخت و پز، او مجبور شد پنجره‌ها را باز کند تا بوی روغن را از بین ببرد.