der Ölgeruch
بوی روغن
Bedeutungen
1
بوی مشخصی که از روغن، به خصوص روغن داغ یا سوخته، متصاعد میشود.
- In der Küche hing ein starker Ölgeruch vom Braten.بوی شدید روغن از سرخ کردن در آشپزخانه پیچیده بود.
- Der Ölgeruch im Auto deutete auf ein Leck hin.بوی روغن در ماشین نشاندهنده نشتی بود.
- Nach dem Kochen musste sie die Fenster öffnen, um den Ölgeruch zu vertreiben.بعد از پخت و پز، او مجبور شد پنجرهها را باز کند تا بوی روغن را از بین ببرد.