die Öllaterne
چراغ نفتی، فانوس روغنی
Bedeutungen
1
چراغی که با سوزاندن نفت (روغن) روشن میشود و نور تولید میکند.
- Im Keller brannte nur eine alte Öllaterne.در زیرزمین فقط یک چراغ نفتی قدیمی روشن بود.
- Wir benutzten eine Öllaterne, als der Strom ausfiel.وقتی برق قطع شد، ما از یک فانوس روغنی استفاده کردیم.
- Die Öllaterne warf tanzende Schatten an die Wand.چراغ نفتی سایههای رقصان بر دیوار میانداخت.