der Ölmagnat
غول نفتی، سرمایهدار بزرگ صنعت نفت
Bedeutungen
1
فردی بسیار ثروتمند و قدرتمند که مالکیت یا کنترل بخش قابل توجهی از صنعت نفت را در اختیار دارد.
- Der Ölmagnat spendete einen großen Teil seines Vermögens für wohltätige Zwecke.غول نفتی بخش بزرگی از ثروت خود را برای امور خیریه اهدا کرد.
- Die Politik des Landes wird oft von mächtigen Ölmagnaten beeinflusst.سیاست کشور اغلب تحت تأثیر غولهای نفتی قدرتمند قرار میگیرد.
- Als junger Mann träumte er davon, eines Tages selbst ein Ölmagnat zu werden.او در جوانی آرزو داشت که روزی خودش یک غول نفتی شود.