das Ölporträt

Aussprache: /ˈøːlpoʁtʁeː/
Worttrennung: Öl·por·trät
اسم

پرتره رنگ روغن

Bedeutungen

1

تصویر پرتره که با استفاده از رنگ روغن نقاشی شده است.

  • Das Ölporträt des Königs hängt im Museum.پرتره رنگ روغن پادشاه در موزه آویزان است.
  • Der Künstler ist berühmt für seine Ölporträts.این هنرمند به خاطر پرتره‌های رنگ روغن خود مشهور است.
  • Sie ließ ein Ölporträt ihrer Familie anfertigen.او دستور داد یک پرتره رنگ روغن از خانواده‌اش بسازند.