die Ölraffinerie

Aussprache: /øːlʁafɪnəˈʁiː/
Worttrennung: Öl·raf·fi·ne·rie
اسم

پالایشگاه نفت

Bedeutungen

1

کارخانه‌ای که در آن نفت خام تصفیه شده و به محصولات قابل استفاده مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت تبدیل می‌شود.

  • Die Ölraffinerie in unserer Stadt ist ein wichtiger Arbeitgeber.پالایشگاه نفت در شهر ما یک کارفرمای مهم است.
  • Umweltschützer protestieren gegen die Erweiterung der Ölraffinerie.فعالان محیط زیست علیه توسعه پالایشگاه نفت اعتراض می‌کنند.
  • Der Transport von Rohöl zur Ölraffinerie erfolgt meist per Pipeline.حمل و نقل نفت خام به پالایشگاه نفت معمولاً از طریق خط لوله انجام می‌شود.