die Übellaunigkeit
بدخلقی، بدخویی، ناخوشی
Bedeutungen
1
حالتی از بدخلقی، تحریکپذیری یا نارضایتی که معمولاً بدون دلیل مشخص یا به خاطر عوامل جزئی بروز میکند.
- Seine plötzliche Übellaunigkeit machte die Atmosphäre unangenehm.بدخلقی ناگهانی او فضا را ناخوشایند کرد.
- Wegen der Kopfschmerzen war sie den ganzen Tag in übler Laune.او به خاطر سردرد تمام روز بدخلق بود.
- Versuche, seine Übellaunigkeit heute zu ignorieren.سعی کن امروز بدخلقی او را نادیده بگیری.