die Überarbeitung
بازنگری، ویرایش، کار زیاد، خستگی مفرط
Bedeutungen
1
فرآیند بررسی و اصلاح یک متن، طرح یا اثر برای بهبود آن؛ ویرایش.
- Das Manuskript benötigt noch eine gründliche Überarbeitung.این دستنوشته هنوز به یک بازنگری اساسی نیاز دارد.
- Die Überarbeitung des Gesetzes dauerte mehrere Monate.ویرایش قانون چندین ماه طول کشید.
- Nach der Überarbeitung war der Text viel klarer und verständlicher.پس از بازنگری، متن بسیار واضحتر و قابل فهمتر شد.
2
مقدار زیادی کار یا تلاش که منجر به خستگی شدید میشود؛ کار بیش از حد.
- Wegen der bevorstehenden Prüfung litt er unter ständiger Überarbeitung.او به دلیل امتحان پیش رو، از کار زیاد و خستگی مفرط رنج میبرد.
- Die Überarbeitung hat ihn krank gemacht.کار زیاد او را بیمار کرد.
- Er brauchte dringend eine Pause von dieser ständigen Überarbeitung.او به شدت به استراحتی از این کار زیاد مداوم نیاز داشت.