die Überführung
پل روگذر، انتقال، جابجایی
Bedeutungen
1
یک سازه پل مانند که برای عبور دادن یک مسیر (مانند جاده یا راهآهن) از روی مسیر دیگر (مانند جاده، رودخانه یا دره) ساخته میشود؛ پل روگذر.
- Die neue Überführung entlastet den Verkehr in der Stadt.پل روگذر جدید ترافیک شهر را کاهش میدهد.
- Die Bauarbeiten an der Überführung dauern noch an.عملیات ساختمانی پل روگذر هنوز ادامه دارد.
- Autos fahren auf der Überführung über die Autobahn.ماشینها از روی بزرگراه در پل روگذر عبور میکنند.
2
فرایند انتقال یا جابجایی چیزی یا کسی از یک مکان، وضعیت یا حالت به مکان، وضعیت یا حالت دیگر.
- Die Überführung des Patienten in die Intensivstation war dringend notwendig.انتقال بیمار به بخش مراقبتهای ویژه فوراً ضروری بود.
- Die Überführung von Geldern auf ein anderes Konto ist einfach.انتقال پول به حساب دیگر آسان است.
- Die Überführung von Wissen von der Theorie zur Praxis ist oft schwierig.انتقال دانش از تئوری به عمل اغلب دشوار است.