überfallen
حمله کردن، غافلگیر کردن، دستبرد زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas überfallen)
به طور ناگهانی و غیرمنتظره به کسی یا جایی حمله کردن، دستبرد زدن.
- Die Bank wurde gestern Abend überfallen.بانک دیشب مورد دستبرد قرار گرفت.
- Der Räuber überfiel die ahnungslose Passantin.سارق به عابری که بیخبر بود حمله کرد.
2
Akkusativ (jemanden überfallen)
کسی را به طور ناگهانی و غیرمنتظره غافلگیر کردن یا تحت تأثیر قرار دادن.
- Die Nachricht von seinem Erfolg überfiel ihn mit Freude.خبر موفقیتش او را سرشار از شادی کرد.
- Die plötzliche Kälte überfiel die Wanderer.سرمای ناگهانی کوهنوردان را غافلگیر کرد.