die Überforderung
فشار بیش از حد، فراتر از توانایی بودن، ناتوانی در برآوردن انتظارات
Bedeutungen
1
وضعیت یا احساسی که در آن فرد با حجم کار، مسئولیتها یا انتظاراتی مواجه میشود که فراتر از تواناییهای اوست.
- Die ständige Überforderung führte zu Burnout.فشار کاری مداوم منجر به فرسودگی شغلی شد.
- Die Schüler litten unter der Überforderung durch den neuen Lehrplan.دانشآموزان از فشار بیش از حد برنامه درسی جدید رنج میبردند.
- Er fühlte eine starke Überforderung angesichts der Komplexität des Projekts.او با توجه به پیچیدگی پروژه، احساس فشار شدیدی میکرد.