die Überforderung

Aussprache: /ˈyːbɐˌfɔʁdərʊŋ/
Worttrennung: Über·for·de·rung
اسم

فشار بیش از حد، فراتر از توانایی بودن، ناتوانی در برآوردن انتظارات

Bedeutungen

1

وضعیت یا احساسی که در آن فرد با حجم کار، مسئولیت‌ها یا انتظاراتی مواجه می‌شود که فراتر از توانایی‌های اوست.

  • Die ständige Überforderung führte zu Burnout.فشار کاری مداوم منجر به فرسودگی شغلی شد.
  • Die Schüler litten unter der Überforderung durch den neuen Lehrplan.دانش‌آموزان از فشار بیش از حد برنامه درسی جدید رنج می‌بردند.
  • Er fühlte eine starke Überforderung angesichts der Komplexität des Projekts.او با توجه به پیچیدگی پروژه، احساس فشار شدیدی می‌کرد.