die Überfremdungsangst

Aussprache: /ˈyːbɐˌfʁɛmdʊŋsˌaŋst/
Worttrennung: Über·frem·dungs·angst
اسم

ترس از بیگانگی، ترس از غلبه خارجی‌ها

Bedeutungen

1

ترس یا نگرانی از اینکه فرهنگ، هویت یا جامعه یک کشور توسط افراد یا فرهنگ‌های خارجی تحت تأثیر قرار گیرد یا جایگزین شود.

  • Die Politiker nutzten die Überfremdungsangst, um Wähler zu mobilisieren.سیاستمداران از ترس غلبه خارجی‌ها برای بسیج رأی‌دهندگان استفاده کردند.
  • Die Debatte über Einwanderung schürte die Überfremdungsangst in Teilen der Bevölkerung.بحث در مورد مهاجرت، ترس از بیگانگی را در میان بخشی از جمعیت دامن زد.
  • Es ist wichtig, die Ursachen der Überfremdungsangst zu verstehen.درک دلایل ترس از بیگانگی مهم است.