der Übergang
گذار، عبور، گذرگاه، پل ارتباطی، انتقال
Bedeutungen
1
عمل یا فضایی که از طریق آن چیزی از مکانی به مکان دیگر، یا از حالتی به حالت دیگر منتقل میشود؛ انتقال.
- Der Übergang von der Kindheit ins Erwachsenenalter ist oft schwierig.گذار از دوران کودکی به بزرگسالی اغلب دشوار است.
- Wir brauchen einen besseren Übergang für Fußgänger über diese viel befahrene Straße.ما به یک گذرگاه بهتر برای عابران پیاده در این خیابان پرتردد نیاز داریم.
- Der Übergang der Jahreszeiten ist in dieser Region deutlich spürbar.انتقال فصلها در این منطقه به وضوح قابل احساس است.
2
نقطهای که در آن یک جاده، مسیر یا خط آهن از یک سطح به سطح دیگر تغییر میکند؛ مانند پل یا تونل.
- Der Übergang über den Fluss ist nur über die alte Brücke möglich.عبور از روی رودخانه فقط از طریق پل قدیمی امکانپذیر است.
- Achten Sie auf den Übergang, wenn Sie mit dem Fahrrad fahren.هنگام دوچرخهسواری مراقب گذرگاه باشید.
- Der Bau des neuen Übergangs wird die Verkehrssituation verbessern.ساخت گذرگاه جدید وضعیت ترافیک را بهبود خواهد بخشید.
3
ارتباط یا پیوند بین دو بخش، ایده یا موضوع؛ پل ارتباطی.
- Der Autor schuf einen fließenden Übergang zwischen den beiden Kapiteln.نویسنده یک انتقال روان بین دو فصل ایجاد کرد.
- Dieser Satz dient als Übergang zur nächsten Diskussion.این جمله به عنوان مقدمهای برای بحث بعدی عمل میکند.
- Der Übergang von der Theorie zur Praxis ist oft eine Herausforderung.گذار از تئوری به عمل اغلب یک چالش است.