die Übergangslösung

Aussprache: /ˈyːbɐˌɡaŋsløːzʊŋ/
Worttrennung: Über·g·angs·lö·sung
اسم

راه حل موقت، راه حل گذرا، راه حل اضطراری

Bedeutungen

1

راه حلی که به طور موقت برای رفع یک مشکل یا نیاز تا زمان یافتن یک راه حل دائمی یا بهتر به کار گرفته می‌شود.

  • Die provisorische Brücke dient als Übergangslösung, bis die neue fertiggestellt ist.پل موقت تا زمان تکمیل پل جدید به عنوان یک راه حل موقت عمل می‌کند.
  • Wir brauchen eine Übergangslösung für das Personalproblem, bis wir neue Mitarbeiter finden.ما به یک راه حل گذرا برای مشکل پرسنل نیاز داریم تا زمانی که کارکنان جدیدی پیدا کنیم.
  • Die Mietwohnung ist nur eine Übergangslösung, bis wir ein eigenes Haus kaufen.آپارتمان اجاره‌ای تنها یک راه حل اضطراری است تا زمانی که خانه شخصی خود را بخریم.