der Überläufer

Aussprache: /ˈyːbɐˌlɔɪ̯fɐ/
Worttrennung: Über·läu·fer
اسم

پناهنده سیاسی، شخص تغییر موضع‌داده به سمت دشمن، گراز یک‌ساله

Bedeutungen

1

فردی که از یک گروه، کشور یا ایدئولوژی به گروه، کشور یا ایدئولوژی دیگر، به ویژه در شرایط سیاسی یا نظامی، می‌پیوندد؛ معمولاً به معنای خیانت یا فرار.

  • Der Soldat wurde als **Überläufer** gebrandmarkt, nachdem er zur feindlichen Armee übergelaufen war.این سرباز پس از پیوستن به ارتش دشمن، به عنوان خائن شناخته شد.
  • Die Agentur versuchte, einen **Überläufer** aus dem feindlichen Lager zu rekrutieren.آژانس تلاش کرد یک پناهنده را از اردوگاه دشمن استخدام کند.
  • Die Nachricht über den **Überläufer** sorgte für Aufsehen.خبر مربوط به پناهنده باعث جنجال شد.
2

در شکار، به گراز وحشی نر که بیش از یک سال سن دارد و از گله جدا شده است، گفته می‌شود.

  • Der Jäger hoffte, einen starken **Überläufer** zu erlegen.شکارچی امیدوار بود یک گراز یک‌ساله قوی را شکار کند.
  • Der **Überläufer** war allein und verteidigte sein Territorium.گراز یک‌ساله تنها بود و از قلمرو خود دفاع می‌کرد.
  • Die Spuren deuteten auf einen großen **Überläufer** hin.ردپاها به یک گراز یک‌ساله بزرگ اشاره داشت.