der Überläufer
پناهنده سیاسی، شخص تغییر موضعداده به سمت دشمن، گراز یکساله
Bedeutungen
1
فردی که از یک گروه، کشور یا ایدئولوژی به گروه، کشور یا ایدئولوژی دیگر، به ویژه در شرایط سیاسی یا نظامی، میپیوندد؛ معمولاً به معنای خیانت یا فرار.
- Der Soldat wurde als **Überläufer** gebrandmarkt, nachdem er zur feindlichen Armee übergelaufen war.این سرباز پس از پیوستن به ارتش دشمن، به عنوان خائن شناخته شد.
- Die Agentur versuchte, einen **Überläufer** aus dem feindlichen Lager zu rekrutieren.آژانس تلاش کرد یک پناهنده را از اردوگاه دشمن استخدام کند.
- Die Nachricht über den **Überläufer** sorgte für Aufsehen.خبر مربوط به پناهنده باعث جنجال شد.
2
در شکار، به گراز وحشی نر که بیش از یک سال سن دارد و از گله جدا شده است، گفته میشود.
- Der Jäger hoffte, einen starken **Überläufer** zu erlegen.شکارچی امیدوار بود یک گراز یکساله قوی را شکار کند.
- Der **Überläufer** war allein und verteidigte sein Territorium.گراز یکساله تنها بود و از قلمرو خود دفاع میکرد.
- Die Spuren deuteten auf einen großen **Überläufer** hin.ردپاها به یک گراز یکساله بزرگ اشاره داشت.