die Überlagerung

Aussprache: /ˌyːbɐˈlaːɡərʊŋ/
Worttrennung: Über·la·ge·rung
اسم

تداخل، هم‌پوشانی، روی هم افتادگی

Bedeutungen

1

قرار گرفتن دو یا چند چیز بر روی یکدیگر یا تداخل یافتن آن‌ها، به ویژه در فضا یا زمان.

  • Die Überlagerung der beiden Bilder erzeugt einen interessanten Effekt.هم‌پوشانی دو تصویر، اثری جالب ایجاد می‌کند.
  • Es gab eine leichte Überlagerung der Zeitpläne, was zu Verwirrung führte.تداخل جزئی در برنامه‌ها وجود داشت که منجر به سردرگمی شد.
  • Die Überlagerung von Farben kann in der Malerei vielfältig eingesetzt werden.هم‌پوشانی رنگ‌ها می‌تواند در نقاشی به طور متنوعی به کار رود.
2

در فیزیک، اصل برهم‌نهی که در آن دو یا چند موج با هم ترکیب می‌شوند.

  • Die Überlagerung von Schallwellen führt zu Interferenz.هم‌پوشانی امواج صوتی منجر به تداخل می‌شود.
  • Das Phänomen der Überlagerung ist wichtig für das Verständnis von Wellen.پدیده هم‌پوشانی برای درک امواج مهم است.
  • Die Überlagerung von Lichtwellen kann konstruktive oder destruktive Interferenz erzeugen.هم‌پوشانی امواج نور می‌تواند تداخل سازنده یا ویرانگر ایجاد کند.