die Überlassung

Aussprache: /ˈyːbɐˌlasʊŋ/
Worttrennung: Über·las·sung
اسم

واگذاری، تسلیم؛ تحویل یک موجود زنده یا یک شیء به سرپرستی کسی؛ واگذاری، تسلیم، تحویل

Bedeutungen

1

عمل واگذاری یا تحویل دادن چیزی (مانند ملک، حق یا مسئولیت) به شخص یا نهاد دیگر، اغلب به صورت دائمی یا برای مدت طولانی.

  • Die Überlassung des Hauses an die Mieter erfolgte pünktlich.واگذاری خانه به مستاجران به موقع انجام شد.
  • Die Überlassung der Verantwortung an das neue Team war gut geplant.واگذاری مسئولیت به تیم جدید به خوبی برنامه‌ریزی شده بود.
  • Die Überlassung der Daten erfolgte unter strengen Auflagen.تحویل داده‌ها تحت شرایط سختگیرانه‌ای صورت گرفت.