die Überlastung

Aussprache: /ˈyːbɐˌlastʊŋ/
Worttrennung: Über·las·tung
اسم

فشار بیش از حد، بار اضافی، فرسودگی

Bedeutungen

1

وضعیت یا حالتی که در آن چیزی یا کسی تحت فشار یا بار کاری بیش از حد توان خود قرار گرفته است.

  • Die Überlastung des Systems führte zu einem Absturz.فشار بیش از حد سیستم منجر به از کار افتادن آن شد.
  • Viele Arbeitnehmer leiden unter chronischer Überlastung.بسیاری از کارمندان از فرسودگی مزمن رنج می‌برند.
  • Die Überlastung der Straßen verursacht lange Staus.بار اضافی ترافیک در جاده‌ها باعث ایجاد ترافیک‌های طولانی می‌شود.
2

در پزشکی، فشار یا بار بیش از حد بر روی یک عضو یا سیستم بدن که می‌تواند منجر به اختلال یا آسیب شود.

  • Die Überlastung des Herzens kann zu Herzinfarkten führen.فشار بیش از حد بر قلب می‌تواند منجر به سکته قلبی شود.
  • Die ständige Überlastung der Augen durch den Bildschirm schadet der Sehkraft.فشار مداوم چشم‌ها به دلیل صفحه نمایش به بینایی آسیب می‌رساند.
  • Eine Überlastung der Nieren kann durch bestimmte Medikamente verursacht werden.نارسایی کلیه‌ها می‌تواند توسط داروهای خاصی ایجاد شود.