die Überlebenstaktik

Aussprache: /yːbɐˈleːbn̩staktɪk/
Worttrennung: Über·le·ben·s·tak·tik
اسم

تاکتیک بقا، راهکار بقا

Bedeutungen

1

استراتژی یا روشی که برای زنده ماندن در شرایط سخت، خطرناک یا دشوار به کار گرفته می‌شود.

  • Die Überlebenstaktik in der Wüste ist es, Wasser zu sparen.تاکتیک بقا در صحرا، صرفه‌جویی در آب است.
  • Er musste eine neue Überlebenstaktik entwickeln, um nicht zu verhungern.او مجبور شد یک تاکتیک بقای جدید برای جلوگیری از گرسنگی ابداع کند.
  • Die Tiere im Winter nutzen verschiedene Überlebenstaktiken.حیوانات در زمستان از تاکتیک‌های بقای مختلفی استفاده می‌کنند.