der Überlebenswille
اراده برای بقا، میل به زنده ماندن
Bedeutungen
1
نیروی درونی و عزم قوی برای زنده ماندن در شرایط دشوار، خطرناک یا بحرانی.
- Sein starker Überlebenswille half ihm, die gefährliche Situation zu meistern.اراده قوی او برای بقا به او کمک کرد تا بر موقعیت خطرناک غلبه کند.
- Der Überlebenswille der Bergsteiger war beeindruckend.میل به زنده ماندن کوهنوردان قابل تحسین بود.
- Nach dem Unfall kämpfte sie mit aller Kraft, angetrieben von ihrem Überlebenswillen.پس از حادثه، او با تمام توان، با انگیزه ارادهاش برای بقا، مبارزه کرد.