der Überlebenswille

Aussprache: /ˈyːbɐˌleːbn̩sˌvɪlə/
Worttrennung: Über·le·bens·wil·le
اسم

اراده برای بقا، میل به زنده ماندن

Bedeutungen

1

نیروی درونی و عزم قوی برای زنده ماندن در شرایط دشوار، خطرناک یا بحرانی.

  • Sein starker Überlebenswille half ihm, die gefährliche Situation zu meistern.اراده قوی او برای بقا به او کمک کرد تا بر موقعیت خطرناک غلبه کند.
  • Der Überlebenswille der Bergsteiger war beeindruckend.میل به زنده ماندن کوهنوردان قابل تحسین بود.
  • Nach dem Unfall kämpfte sie mit aller Kraft, angetrieben von ihrem Überlebenswillen.پس از حادثه، او با تمام توان، با انگیزه اراده‌اش برای بقا، مبارزه کرد.