die Überlegung

Aussprache: /ˌyːbɐˈleːɡʊŋ/
Worttrennung: Über·le·gung
اسم

تأمّل، اندیشه، بررسی

Bedeutungen

1

فرایند فکر کردن عمیق و سنجیده درباره یک موضوع، مسئله یا تصمیم.

  • Nach reiflicher Überlegung entschied er sich für den neuen Job.پس از تأمل فراوان، او شغل جدید را انتخاب کرد.
  • Die Überlegung, ob wir umziehen sollen, beschäftigt uns schon seit Wochen.اندیشه اینکه آیا باید نقل مکان کنیم، چندین هفته است که ذهن ما را مشغول کرده است.
  • Wir brauchen mehr Zeit für die Überlegung dieses komplexen Problems.ما به زمان بیشتری برای بررسی این مسئله پیچیده نیاز داریم.