die Übermacht

Aussprache: /ˈyːbɐˌmaxt/
Worttrennung: Über·macht
اسم

برتری عددی، قدرت برتر، غلبه

Bedeutungen

1

داشتن تعداد یا قدرت بسیار بیشتر از حریف یا مخالف، به طوری که پیروزی یا تسلط تقریباً قطعی باشد.

  • Die Armee des Feindes war zahlenmäßig in der Übermacht.ارتش دشمن از نظر تعداد در برتری بود.
  • Trotz der Übermacht des Gegners kämpften sie tapfer.آنها علیرغم برتری عددی حریف، شجاعانه جنگیدند.
  • Die Polizei war der Übermacht der Demonstranten nicht gewachsen.پلیس قادر به مقابله با قدرت برتر تظاهرکنندگان نبود.