die Übermacht
برتری عددی، قدرت برتر، غلبه
Bedeutungen
1
داشتن تعداد یا قدرت بسیار بیشتر از حریف یا مخالف، به طوری که پیروزی یا تسلط تقریباً قطعی باشد.
- Die Armee des Feindes war zahlenmäßig in der Übermacht.ارتش دشمن از نظر تعداد در برتری بود.
- Trotz der Übermacht des Gegners kämpften sie tapfer.آنها علیرغم برتری عددی حریف، شجاعانه جنگیدند.
- Die Polizei war der Übermacht der Demonstranten nicht gewachsen.پلیس قادر به مقابله با قدرت برتر تظاهرکنندگان نبود.