das Übermaß

Aussprache: /ˈyːbɐˌmaːs/
Worttrennung: Über·maß
اسم

افراط، بیش از حد

Bedeutungen

1

مقدار یا درجه‌ای که از حد معمول، لازم یا مطلوب فراتر می‌رود؛ افراط یا زیاده‌روی.

  • Der Konsum von Zucker im Übermaß ist ungesund.مصرف بیش از حد شکر ناسالم است.
  • Er neigt zum Übermaß bei seinen Ausgaben.او تمایل به زیاده‌روی در هزینه‌هایش دارد.
  • Ein Übermaß an Informationen kann verwirrend sein.مقدار بیش از حد اطلاعات می‌تواند گیج‌کننده باشد.