die Überordnung

Aussprache: /ˈyːbɐˌɔʁdnʊŋ/
Worttrennung: Über·ord·nung
اسم

رده بالاتر، مرتبه بالاتر

Bedeutungen

1

موقعیت یا جایگاهی که بالاتر از یک رده یا مرتبه دیگر قرار دارد؛ مفهوم سلسله مراتبی که در آن یک عنصر یا گروه بر دیگری تسلط دارد.

  • Die Überordnung der Muttergesellschaft hat die Entscheidung getroffen.شرکت مادر، که در رده بالاتری قرار دارد، این تصمیم را گرفت.
  • In der biologischen Klassifikation gibt es eine klare Überordnung von Klassen über Ordnungen.در طبقه‌بندی زیست‌شناسی، رده‌بندی واضح کلاس‌ها بر روی راشه‌ها وجود دارد.
  • Die Überordnung des Chefs wurde von allen Mitarbeitern respektiert.رده بالاتر رئیس توسط همه کارکنان مورد احترام قرار گرفت.