die Überprüfung

Aussprache: /ˌyːbɐˈpʁyːfʊŋ/
Worttrennung: Über·prü·fung
اسم

بررسی، بازبینی، کنترل

Bedeutungen

1

عمل یا فرآیند بررسی دقیق چیزی برای اطمینان از صحت، کیفیت، انطباق با استانداردها یا عملکرد صحیح آن.

  • Die regelmäßige Überprüfung der Sicherheitsausrüstung ist unerlässlich.بررسی منظم تجهیزات ایمنی ضروری است.
  • Nach der Überprüfung der Unterlagen wurde der Antrag genehmigt.پس از بررسی مدارک، درخواست تأیید شد.
  • Eine gründliche Überprüfung des Codes fand vor der Veröffentlichung statt.یک بازبینی دقیق کد قبل از انتشار انجام شد.
2

کنترل یا بازبینی مجدد یک کار، نتیجه یا وضعیت برای اطمینان از درستی آن یا یافتن خطاها.

  • Die Überprüfung der Ergebnisse ergab keine Abweichungen.بررسی نتایج هیچ انحرافی را نشان نداد.
  • Der Lehrer bat um eine Überprüfung seiner Korrekturen.معلم درخواست بازبینی تصحیحات خود را کرد.
  • Die letzte Überprüfung des Motors war vor sechs Monaten.آخرین بازبینی موتور شش ماه پیش بود.