die Überredung

Aussprache: /ˌyːbɐˈreːdʊŋ/
Worttrennung: Über·re·dung
اسم

متقاعدسازی، ترغیب

Bedeutungen

1

فرایند یا عمل متقاعد کردن کسی برای انجام کاری یا پذیرش عقیده‌ای از طریق استدلال، خواهش یا فشار.

  • Durch geschickte Überredung konnte er seine Eltern überzeugen.او توانست با متقاعدسازی ماهرانه والدینش را متقاعد کند.
  • Die Überredung war erfolgreich; sie stimmte der Reise zu.ترغیب موفقیت‌آمیز بود؛ او با سفر موافقت کرد.
  • Seine Überredung war nicht stark genug, um mich umzustimmen.متقاعدسازی او به اندازه‌ای قوی نبود که مرا منصرف کند.