der Überschuss

Aussprache: /ˈyːbɐˌʃʊs/
Worttrennung: Über·schuss
اسم

مازاد، اضافه، سود

Bedeutungen

1

مقدار یا حجمی که بیش از حد نیاز، استاندارد یا مورد انتظار است؛ مازاد.

  • Das Unternehmen erzielte im letzten Quartal einen erheblichen Überschuss.شرکت در سه ماهه گذشته سود قابل توجهی به دست آورد.
  • Es gab einen Überschuss an Äpfeln in diesem Jahr.امسال مازاد سیب وجود داشت.
  • Der Überschuss an Nahrungsmitteln wurde gespendet.غذای مازاد اهدا شد.
2

سود یا منفعت مالی که از یک معامله یا فعالیت تجاری حاصل می‌شود؛ سود مازاد.

  • Der Überschuss aus dem Verkauf wird reinvestiert.سود حاصل از فروش مجدداً سرمایه‌گذاری خواهد شد.
  • Die Regierung plant, den wirtschaftlichen Überschuss für Infrastrukturprojekte zu nutzen.دولت قصد دارد از مازاد اقتصادی برای پروژه‌های زیربنایی استفاده کند.
  • Ein Teil des Gewinns wird als Überschuss ausgeschüttet.بخشی از سود به عنوان مازاد توزیع می‌شود.