die Überschneidung

Aussprache: /ˈyːbɐˌʃnaɪ̯dʊŋ/
Worttrennung: Über·schnei·dung
اسم

همپوشانی، تداخل (زمانی، موضوعی یا فضایی)

Bedeutungen

1

وضعیت یا ناحیه‌ای که دو یا چند چیز در آن با هم تلاقی می‌کنند یا یکدیگر را می‌پوشانند؛ اشتراک در زمان، فضا یا موضوع.

  • Es gibt eine leichte Überschneidung zwischen den beiden Zeitplänen.همپوشانی کمی بین دو برنامه زمانی وجود دارد.
  • Die Überschneidung der Interessen führte zu einem Kompromiss.تداخل منافع منجر به یک مصالحه شد.
  • Die beiden Kreise zeigen eine deutliche Überschneidung.این دو دایره همپوشانی قابل توجهی را نشان می‌دهند.