die Überseekolonie

Aussprache: /ˈyːbɐzeːkoloˌniː/
Worttrennung: Über·see·ko·lo·nie
اسم

مستعمره فراسوی دریا

Bedeutungen

1

سرزمینی که توسط یک کشور قدرتمند در قاره‌ای دیگر تصرف و اداره می‌شود و از نظر جغرافیایی دور از سرزمین اصلی است.

  • Großbritannien hatte einst viele Überseekolonien.بریتانیا زمانی مستعمرات فراسوی دریای زیادی داشت.
  • Die Verwaltung einer Überseekolonie war oft sehr aufwendig.اداره یک مستعمره فراسوی دریا اغلب بسیار پرهزینه بود.
  • Die Ressourcen der Überseekolonie wurden für das Mutterland ausgebeutet.منابع مستعمره فراسوی دریا برای سرزمین اصلی استثمار می‌شد.