die Überseekolonie
مستعمره فراسوی دریا
Bedeutungen
1
سرزمینی که توسط یک کشور قدرتمند در قارهای دیگر تصرف و اداره میشود و از نظر جغرافیایی دور از سرزمین اصلی است.
- Großbritannien hatte einst viele Überseekolonien.بریتانیا زمانی مستعمرات فراسوی دریای زیادی داشت.
- Die Verwaltung einer Überseekolonie war oft sehr aufwendig.اداره یک مستعمره فراسوی دریا اغلب بسیار پرهزینه بود.
- Die Ressourcen der Überseekolonie wurden für das Mutterland ausgebeutet.منابع مستعمره فراسوی دریا برای سرزمین اصلی استثمار میشد.