die Übersicht

Aussprache: /ˈyːbɐˌzɪçt/
Worttrennung: Über·sicht
اسم

دید کلی، مرور اجمالی، خلاصه

Bedeutungen

1

نمایی کلی یا جامع از یک موضوع، منطقه یا وضعیت؛ دید کلی.

  • Von diesem Aussichtspunkt hat man eine wunderbare Übersicht über die Stadt.از این نقطه دید، نمای کلی فوق‌العاده‌ای از شهر وجود دارد.
  • Die Übersichtskarte zeigt die wichtigsten Sehenswürdigkeiten.نقشه کلی مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری را نشان می‌دهد.
  • Er gab uns eine kurze Übersicht über die aktuelle Lage.او مروری اجمالی بر وضعیت فعلی به ما داد.
2

خلاصه‌ای از اطلاعات یا نکات کلیدی؛ مرور اجمالی.

  • Die Übersicht am Ende des Kapitels fasst die wichtigsten Punkte zusammen.مرور اجمالی در پایان فصل نکات کلیدی را خلاصه می‌کند.
  • Wir brauchen eine Übersicht über die bisherigen Ergebnisse.ما به خلاصه‌ای از نتایج قبلی نیاز داریم.
  • Die Übersicht hilft, das komplexe Thema besser zu verstehen.این مرور اجمالی به درک بهتر موضوع پیچیده کمک می‌کند.