die Übersiedelung

Aussprache: /ˈyːbɐˌziːdəlʊŋ/
Worttrennung: Über·sie·de·lung
اسم

اسباب‌کشی، مهاجرت (دائمی)

Bedeutungen

1

فرآیند جابجایی و نقل مکان از یک محل سکونت به محل دیگر، چه در داخل یک شهر، بین شهرها یا بین کشورها، که معمولاً با هدف اقامت دائمی صورت می‌گیرد.

  • Die Übersiedelung in eine neue Stadt war aufregend.اسباب‌کشی به یک شهر جدید هیجان‌انگیز بود.
  • Die Übersiedelung der Firma erforderte eine sorgfältige Planung.اسباب‌کشی شرکت نیازمند برنامه‌ریزی دقیقی بود.
  • Nach der Übersiedelung mussten wir uns erst einleben.پس از اسباب‌کشی، ما ابتدا باید جا می‌افتادیم.