der Übersiedler
مهاجر، کوچکننده
Bedeutungen
1
شخصی که محل سکونت خود را به مکانی دیگر، معمولاً در کشوری دیگر، تغییر میدهد.
- Der Übersiedler suchte nach einer neuen Arbeit in Deutschland.مهاجر به دنبال کار جدیدی در آلمان بود.
- Viele Übersiedler kamen nach dem Krieg in das Land.بسیاری از مهاجران پس از جنگ به کشور آمدند.
- Die Behörden halfen dem Übersiedler bei der Wohnungssuche.مقامات به مهاجر در یافتن مسکن کمک کردند.