die Übersiedlerin
مهاجر زن، کوچکننده زن
Bedeutungen
1
زن یا دختری که محل سکونت خود را به مکانی دیگر، معمولاً در کشوری دیگر، تغییر میدهد.
- Die Übersiedlerin fand schnell Anschluss in ihrer neuen Heimat.مهاجر زن به سرعت در وطن جدید خود ارتباط برقرار کرد.
- Als Übersiedlerin hatte sie viele Hürden zu überwinden.به عنوان یک مهاجر زن، او مجبور بود از موانع زیادی عبور کند.
- Die Geschichte der Übersiedlerin wurde in einem Buch erzählt.داستان مهاجر زن در کتابی روایت شد.