die Überspanntheit
اغراق، زیادهروی، افراط، هیجانزدگی
Bedeutungen
1
حالت هیجانزدگی، بیقراری یا عصبی بودن بیش از حد که منجر به رفتارهای غیرمنطقی یا اغراقآمیز میشود.
- Die Überspanntheit des Schauspielers war auf der Bühne deutlich zu spüren.هیجانزدگی بیش از حد بازیگر به وضوح روی صحنه قابل احساس بود.
- Nach dem Erfolg zeigte er eine gewisse Überspanntheit, die seine Freunde beunruhigte.پس از موفقیت، او مقداری هیجانزدگی از خود نشان داد که دوستانش را نگران کرد.
- Die ständige Überspanntheit des Chefs machte die Arbeit im Büro sehr anstrengend.هیجانزدگی مداوم رئیس، کار در دفتر را بسیار طاقتفرسا میکرد.
2
اغراق یا زیادهروی در بیان، رفتار یا عقیده؛ افراطگرایی.
- Seine Kritik an dem Film wirkte wie eine reine Überspanntheit.انتقاد او از فیلم بیشتر شبیه یک اغراق محض به نظر میرسید.
- Die Überspanntheit in seinen Aussagen machte es schwer, ihm zu glauben.زیادهروی در گفتههایش باور کردن او را دشوار میکرد.
- Man sollte nicht in Überspanntheit verfallen, nur weil man eine neue Idee hat.نباید صرفاً به خاطر داشتن یک ایده جدید، دچار افراطگرایی شد.