die Überspanntheit

Aussprache: /ˌyːbɐˈʃpantˌhaɪ̯t/
Worttrennung: Über·spannt·heit
اسم

اغراق، زیاده‌روی، افراط، هیجان‌زدگی

Bedeutungen

1

حالت هیجان‌زدگی، بی‌قراری یا عصبی بودن بیش از حد که منجر به رفتارهای غیرمنطقی یا اغراق‌آمیز می‌شود.

  • Die Überspanntheit des Schauspielers war auf der Bühne deutlich zu spüren.هیجان‌زدگی بیش از حد بازیگر به وضوح روی صحنه قابل احساس بود.
  • Nach dem Erfolg zeigte er eine gewisse Überspanntheit, die seine Freunde beunruhigte.پس از موفقیت، او مقداری هیجان‌زدگی از خود نشان داد که دوستانش را نگران کرد.
  • Die ständige Überspanntheit des Chefs machte die Arbeit im Büro sehr anstrengend.هیجان‌زدگی مداوم رئیس، کار در دفتر را بسیار طاقت‌فرسا می‌کرد.
2

اغراق یا زیاده‌روی در بیان، رفتار یا عقیده؛ افراط‌گرایی.

  • Seine Kritik an dem Film wirkte wie eine reine Überspanntheit.انتقاد او از فیلم بیشتر شبیه یک اغراق محض به نظر می‌رسید.
  • Die Überspanntheit in seinen Aussagen machte es schwer, ihm zu glauben.زیاده‌روی در گفته‌هایش باور کردن او را دشوار می‌کرد.
  • Man sollte nicht in Überspanntheit verfallen, nur weil man eine neue Idee hat.نباید صرفاً به خاطر داشتن یک ایده جدید، دچار افراط‌گرایی شد.