die Übertötung

Aussprache: /ˌyːbɐˈtøːtʊŋ/
Worttrennung: Über·tö·tung
اسم

کشتار بی‌رحمانه

Bedeutungen

1

عمل کشتن تعداد زیادی از موجودات زنده (به ویژه حیوانات) به شکلی بی‌رحمانه، افراطی یا غیرضروری.

  • Die Übertötung von Walen hat zu einem starken Rückgang ihrer Population geführt.کشتار بی‌رحمانه نهنگ‌ها منجر به کاهش شدید جمعیت آن‌ها شده است.
  • Der Tierschutzverein protestierte gegen die Übertötung der Tiere.انجمن حمایت از حیوانات علیه کشتار بی‌رحمانه حیوانات اعتراض کرد.
  • Die Übertötung von Wildtieren bedroht die Artenvielfalt.کشتار بی‌رحمانه حیوانات وحشی تنوع گونه‌ها را تهدید می‌کند.