die Übertragung
انتقال، پخش (تلویزیونی/رادیویی)، ترجمه، انتقال (مالی/حقوقی)
Bedeutungen
1
عمل انتقال چیزی از یک مکان، شخص یا حالت به دیگری؛ انتقال مالکیت یا حقوق.
- Die Übertragung des Eigentums an das Haus ist abgeschlossen.انتقال مالکیت خانه تکمیل شده است.
- Die Übertragung von Geldern auf ein anderes Konto ist einfach.انتقال پول به حساب دیگر آسان است.
- Die Übertragung von Rechten kann vertraglich geregelt werden.انتقال حقوق را میتوان از طریق قرارداد تنظیم کرد.
2
پخش زنده یا ضبط شده یک رویداد از طریق رادیو یا تلویزیون.
- Die Live-Übertragung des Konzerts begann um 20 Uhr.پخش زنده کنسرت ساعت ۲۰ آغاز شد.
- Wir haben die Übertragung des Fußballspiels im Fernsehen verfolgt.ما پخش بازی فوتبال را از تلویزیون دنبال کردیم.
- Die Übertragung der Rede wurde weltweit gesendet.پخش سخنرانی در سراسر جهان انجام شد.
3
تبدیل یا ترجمه یک متن، مفهوم یا داده از یک زبان یا فرمت به دیگری.
- Die Übertragung des Buches ins Englische war sehr erfolgreich.ترجمه کتاب به انگلیسی بسیار موفقیتآمیز بود.
- Die Übertragung von Daten zwischen Systemen kann kompliziert sein.انتقال داده بین سیستمها میتواند پیچیده باشد.
- Diese Übertragung von Ideen ist nicht immer wörtlich.این انتقال ایدهها همیشه لفظ به لفظ نیست.