die Übertrumpfung
غلبه، پیشی گرفتن، برتریجویی
Bedeutungen
1
عمل غلبه بر دیگری، پیشی گرفتن از او یا نشان دادن برتری نسبت به او، اغلب در رقابت یا بحث.
- Seine ständige Übertrumpfung in Gesprächen macht ihn unsympathisch.برتریجویی دائمی او در گفتگوها، او را ناخوشایند جلوه میدهد.
- Die Übertrumpfung in diesem Spiel ist nicht immer das Wichtigste.غلبه در این بازی همیشه مهمترین چیز نیست.
- Er versucht immer, durch eine geschickte Übertrumpfung seine Argumente durchzusetzen.او همیشه سعی میکند با یک برتریجویی ماهرانه، استدلالهای خود را پیش ببرد.