die Überwachung

Aussprache: /ˌyːbɐˈvaxʊŋ/
Worttrennung: Über·wa·chung
اسم

نظارت، مراقبت، پایش

Bedeutungen

1

عمل زیر نظر داشتن، کنترل کردن یا مراقبت دقیق از افراد، فعالیت‌ها، فرآیندها یا سیستم‌ها به منظور اطمینان از رعایت قوانین، استانداردها یا دستیابی به اهداف مشخص.

  • Die ständige Überwachung der Patientendaten ist wichtig.نظارت مداوم بر داده‌های بیمار مهم است.
  • Die Überwachung des Verkehrsflusses soll Staus verhindern.پایش جریان ترافیک برای جلوگیری از تراکم طراحی شده است.
  • Die Firma hat eine neue Sicherheitsüberwachung implementiert.شرکت یک سیستم نظارت امنیتی جدید را پیاده‌سازی کرده است.