die Überwasserfahrt
سفر روی آب
Bedeutungen
1
حرکت یا سفر بر روی سطح آب، معمولاً با قایق، کشتی یا سایر شناورها.
- Die Überwasserfahrt bei Sonnenuntergang war romantisch.سفر روی آب هنگام غروب آفتاب رمانتیک بود.
- Die Fähre bietet eine schnelle Überwasserfahrt zur Insel.این کشتی یک سفر سریع روی آب به جزیره را ارائه میدهد.
- Nach der langen Unterwasserfahrt freuten wir uns auf eine entspannte Überwasserfahrt.پس از سفر طولانی زیرآبی، ما مشتاق یک سفر آرام روی آب بودیم.