die Überzeugungsarbeit
کار اقناع، تلاش برای متقاعد کردن
Bedeutungen
1
تلاشها و فعالیتهای هدفمند برای متقاعد کردن دیگران به پذیرش یک ایده، نظر یا انجام کاری.
- Der Politiker leistete viel Überzeugungsarbeit, um die Zustimmung zu erhalten.سیاستمدار برای جلب موافقت، تلاش زیادی برای اقناع انجام داد.
- Es erfordert Überzeugungsarbeit, die Meinung der Leute zu ändern.تغییر عقیده مردم نیازمند کار اقناع است.
- Die Kampagne beinhaltete intensive Überzeugungsarbeit bei den Wählern.این کارزار شامل تلاشهای فشرده برای متقاعد کردن رأیدهندگان بود.