die Übung

Aussprache: /ˈyːbʊŋ/
Worttrennung: Übung
اسم

تمرین، ممارست

Bedeutungen

1

فعالیتی که برای کسب یا بهبود مهارت، دانش یا آمادگی انجام می‌شود؛ ممارست.

  • Regelmäßige Übung ist wichtig, um die Sprache zu lernen.تمرین منظم برای یادگیری زبان مهم است.
  • Die Schüler machten viele Übungen im Mathematikbuch.دانش‌آموزان تمرین‌های زیادی در کتاب ریاضی انجام دادند.
  • Diese Yoga-Übung stärkt die Rückenmuskulatur.این تمرین یوگا عضلات پشت را تقویت می‌کند.
2

یک رویداد یا موقعیت که در آن افراد چیزی را تمرین می‌کنند یا تجربه می‌کنند، مانند تمرین نظامی یا تمرین اضطراری.

  • Die Feuerwehr führte eine groß angelegte Übung durch.آتش‌نشانی یک تمرین گسترده انجام داد.
  • Die Soldaten nahmen an einer militärischen Übung im Gebirge teil.سربازان در یک تمرین نظامی در کوهستان شرکت کردند.
  • Die Übung simulierte einen Ernstfall, um die Reaktionsfähigkeit zu testen.این تمرین برای آزمایش قابلیت واکنش، یک وضعیت اضطراری را شبیه‌سازی کرد.