die Übungsaufgabe

Aussprache: /ˈyːbʊŋsˌʔaʊ̯fɡaːbə/
Worttrennung: Übungs·auf·ga·be
اسم

تمرین، تکلیف تمرینی

Bedeutungen

1

یک تکلیف یا مسئله‌ای که برای تمرین و تثبیت یک مهارت یا دانش خاص، به ویژه در زمینه آموزش، ارائه می‌شود.

  • Diese Übungsaufgabe hilft dir, die Grammatik besser zu verstehen.این تکلیف تمرینی به شما کمک می‌کند تا گرامر را بهتر درک کنید.
  • Der Lehrer gab uns eine schwierige Übungsaufgabe für die nächste Stunde.معلم یک تکلیف تمرینی دشوار برای جلسه بعد به ما داد.
  • Löse bitte alle Übungsaufgaben im Buch.لطفاً تمام تکالیف تمرینی کتاب را حل کن.