hindurchessen
همه غذاها را به ترتیب امتحان کردن/خوردن
Bedeutungen
1
sich + durch + Akkusativ + hindurchessen
از اول تا آخر یک منوی غذایی یا بوفه را چشیدن و خوردن.
- Er hat sich durch das gesamte Buffet hindurchgegessen.او تمام بوفه را امتحان کرد و خورد.
- Wir haben uns durch alle Gänge des Menüs gegessen.ما تمام غذاهای منو را به ترتیب خوردیم.