wegessen
خوردن غذای دیگری، تمام کردن باقیمانده غذا
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)
خوراکی متعلق به دیگری را خوردن یا باقیمانده غذاها را برای جلوگیری از دورریز تمام کردن.
- Wer hat mein Stück Kuchen weggegessen?چه کسی تکه کیک مرا خورد؟
- Ich habe die Reste vom Abendessen weggegessen, damit nichts übrig bleibt.من باقیمانده شام را خوردم تا چیزی باقی نماند.